- پنجشنبه ۹ آذر ۹۶
- ۲۱:۳۲
نویسنده: شیخ عادل یوسف عزازی
ترجمه: حمید محمودپور – مهاباد
از ام المؤمنین عائشه (رض) روایت شده که فرمود: هاله دختر خویلد؛ خواهر ام المؤمنین خدیجه (رض) از پیامبر خدا (ص ) اجازهی ورود خواست، پیامبر (ص ) اجازه خواستن خدیجه را به یاد آورد؛ به همین خاطر حالتش تغییر کرد و از شادی به هیجان آمد و فرمود:« آخ جون! هاله » عائشه (رض) فرمود: در این هنگام لب به سخن گشودم و گفتم: از پیرزنی از پیرزنان قریش یاد میکنی که دندانهایش ریخته و دندانهای سفید برایش باقی نمانده بود و تنها سرخی لثههایش پیدا بود و سال هاست که وفات کرده و خدا بهتر از او را برایت جایگزین نموده است؟![ بخاری حدیث ۳۶۱۰ ] در حدیث مسلم به جای کلمه ی« فارتاع » واژه ی « فارتاح » ( شادمان شد ) آمده است. [ حدیث ۲۴۳۷ ] در روایتی دیگر از ام المؤمنین عائشه ( رض ) آمده است که فرمود:« آن اندازه که بر خدیجه( رض ) رشک بردهام بر زن دیگری رشک نبردهام؛ در حالی که من او را ندیده بودم، اما پیامبر(ص ) از او بسیار یاد میکرد و گاهی گوسفندی را قربانی میکرد و اعضای آن را جدا میساخت و برای دوستان خدیجه میفرستاد. یک بار به او گفتم: گویی در دنیا زنی به جز خدیجه وجود ندارد! پیامبر (ص) فرمود:« إنها کانت وکانت،وکان لی منها ولد » « او این گونه و آن گونه بود و من از او فرزند داشتم.» [ بخاری ۳۶۰۷ / ترمذی ۲۰۱۷ / ۳۸۷۵ ] امام مسلم به جای روایت مذکور جمله ی « إنّی قد رُزقتُ حُبّها» «من از محبتش بهرهمند شدهام »[ مسلم ۲۴۳۵ ] آورده است.
امام نووی ( رح ) فرمود: این حدیث اشاره به آن دارد که محبت خدیجه( رض )، فضیلتی است که بدست آمده است.» [شرح صحیح مسلم از امام نووی ( ۱۵/۲۰۶ ) ]
در روایت دیگری از ام المؤمنین عائشه( رض ) آمده که فرمود: « پیامبر(ص) هرگاه خدیجه( رض ) را به یاد میآورد به نیکی او را میستود. عائشه( رض ) میگوید: روزی از روی حسادت گفتم: چه زیاد از او یاد میکنی! از زنی بی دندان، در حالی که خدای عزّوجلّ بهتر از او را برای تو جایگزین کرده است. پیامبر در جواب فرمود: :”ما أبدلنی الله عز وجل خیرًا منها،؛ قد آمنَت بی إذ کفَر بی الناس، وصدَّقَتنی إذ کذَّبَنی الناس، وواستنی بمالها إذ حرَمَنی الناس، ورزَقنی الله عز وجل ولدها إذ حرَمنی أولاد النساء”[ امام احمد ( ۱/۱۱۷ ، ۲۴۹۰۸ ) شیخ شعیب گفته که حدیث صحیح است و این سند حسن است و هیثمی در مجمع الزوائد ( ۹/ ۳۶۲ ) گفته که اسنادش حسن است. ] « خدای عزوجل جایگزینی بهتر از او به من ارزانی نداشت، هنگامی که مردم به من کفر ورزیدند، او به من ایمان آورد و هنگامی که مردم مرا دروغ خواندند او مرا تصدیق کرد و هنگامی که مردم مرا محروم ساختند، او به وسیله ی مالش از من حمایت کرد و هنگامی که خدای بلند مرتبه مرا از فرزندان زنان محروم نمود ، فرزند او را به من ارزانی داشت.»
در روایتی دیگر از طبرانی آمده است :« اثنی علیها و استغفر لها» « پیامبر خدیجه را ستود و برایش آمرزش خواست.»[ طبرانی در کتاب کبیر ( ۲۳ / ۱۳ ) ]
از تحلیل و بررسی این نصوص به نتایج زیر می رسیم:
ام المؤمنین عائشه( رض ) این احادیث را تنها به خاطر مدح و ثنای ام المؤمنین خدیجه( رض ) بیان فرموده است. منظور حضرت عائشه ( رض ) از ذکر اجازه خواستن هاله دختر خویلد خواهر خدیجه ( رض ) و به یاد آوردن خدیجه از سوی پیامبر ( ص ) و شوق و میل پیامبر ( ص ) به او بوده است.
آیا زنی را بر روی کره ی خاکی دیده اید که اشتیاق و میل شدید شوهرش را نسبت به هووی خویش – که گمان میکنید او را دوست ندارد – ذکر نماید؟! مگر این که بخواهد فضل ام المؤمنین خدیجه( رض ) را بیان کند و منزلت و جایگاه او را نزد پیامبر خدا ( ص ) بستاید؛ به همین خاطر است که راویان این احادیث را در بخش فضائل خدیجه ( رض ) نوشتهاند.
ام المؤمنین عائشه صراحتاً نه به صورت اشاره و ایما، علت عشق و علاقهی پیامبر را نسبت به خدیجه ( رض ) بیان نموده و فرمود: از محبتش بهرهمند شده است. » بر اساس حدیث مسلم که از ام المؤمنین عائشه( رض ) روایت نموده بود گفتیم که عائشه فرمود:« از میان زنان پیامبر( ص ) تنها بر خدیجه رشک بردهام، در حالی که او را ندیدهام، عائشه فرمود: هر گاه پیامبر گوسفندی ذبح میکرد، میفرمود: آن را برای دوستان خدیجه بفرستید. »! عائشه ( رض ) میفرماید: روزی پیامبر را عصبانی کردم و گفتم : خدیجه! رسول خدا( ص ) فرمود: یقیناً من از محبتش بهرهمند شدم. »[ مسلم ۲۴۳۷ ]
سبحان الله! آیا هیچگاه از زنی شنیدهای که محبت همسرش نسبت به هوویش را صراحتاً بیان کند؟! حق این است که گفته شود: بیشک ام المؤمنین عائشه( رض ) تنها به خاطر دوست داشتن خدیجه( رض ) چنین کرده است؛ چون اگر او را دوست نمیداشت، فضایل و جایگاهش را آشکار نمینمود.
در روایت دیگری از طبرانی آمده است که : « هرگاه پیامبر( ص ) از خدیجه( رض ) یاد میکرد از ستایش او و استغفار برایش خسته نمیشد. »[ حدیث از طبرانی در کتاب « الکبیر »] ( ۲۳/۱۳)
این حدیث از عائشه( رض ) را بخوان که میفرماید: (“لم یتزوج النبی صلى الله علیه وسلم على خدیجه حتى ماتت”)«پیامبر( ص ) تا زمان وفات خدیجه با زن دیگری ازدواج نکرد.» [ مسلم ( ۲۴۳۶ ) و حاکم ( ۳/۳۰۵ )]
ابن حجر ( رح ) در این باره میگوید: « این موضوع از مواردی است که در بین راویان هیچ اختلافی نیست و خود نشانهی آن است که خدیجه نزد پیامبر از جایگاه و ارزشی والا و فضل و حرمتی بی@اندازه برخودار بوده است؛ زیرا ام المؤمنین خدیجه( رض ) او را از علاقه به زنان دیگر بی نیاز کرده بود و دو برابر زنان دیگر پیامبر با او زیسته؛ زیرا پیامبر (ص) بعد از ازدواج با خدیجه( رض ) ۳۸ سال زندگی کرد. خدیجه ۲۵ سال از مجموع سال های زندگی خویش یعنی تقریبا دو سوم عمرش منحصر به فرد بود. او با وجود طول این مدت قلبش از حسادت و آزار هووها که ممکن بود برایش پیدا شوند و زندگی او و پیامبر را آشفته کنند، مصون ماند و این خود امتیاز و فضیلتی است که دیگر زنان پیامبر از آن بی بهره بودند. [فتح الباری (۷/۱۲۷)].
ام المؤمنین عائشه (رض) در مورد فضیلت ام المؤمنین خدیجه (رض) این گونه روایت می کند: حضرت عائشه ( رض ) برای ما داستان آغاز وحی را بیان می کند و موضع ام المؤمنین خدیجه(رض) را هنگام ورود پیامبر ( ص ) بر او ذکر نموده، آن گاه که فرمود: « مرا بپوشانید، مرا بپوشانید » پس او را پوشاندند تا این که ترس و رعبش تمام شد، آن گاه فرمود: «خدیجه، مرا چه شده است؟!» پیامبر (ص) او را از ماجرای خویش باخبر نمود و فرمود: « از خودم نگرانم »، خدیجه ( رض ) عرض کرد: « هرگز چنین نخواهد بود، تو را مژده باد؛ سوگند به خدا که او هرگز تو را خوار نخواهد کرد؛ زیرا تو پیوند خویشاوندی را به جا میآوری و سخن راست میگویی و کارهای سخت را میپذیری و در سختیها و مصیبتهای وارده بر مردم، به آنها یاری میرسانی… » بخاری (۲)(۶۵۸۱)، ومسلم (۱۶۰).
روایت این حدیث نشانهی محبت ام المؤمنین عائشه( رض ) نسبت به ام المؤمنین خدیجه( رض ) است؛ زیرا او میتوانست ماجرای آغاز وحی را برای ما روایت کند بدون این که موضع و سخن زیبای خدیجه را – که بر تاثیر پذیری و ایمانش دلالت دارد و بوسیلهی آن میخواهد پیوند قلبی با پیامبر (ص) برقرار کند و به او آرامش ببخشد و مژده دهد – ذکر نماید. یا حداقل به داستان آغاز وحی اشاره کند بی آن که صراحتاً نامی از خدیجه ( رض ) ببرد.
آیا مدح و ستایشی بزرگتر از این را دیده ای؟! چیزی از خیر دنیا و آخرت را وانگذاشته، مگر این که آن را برای ام المؤمنین خدیجه( رض ) بیان کرده است و واقعاً ایشان شایان چنین مدحی میباشد. خدا از او خشنود باد و او را راضی گرداند.
فضائل امالمؤمنین خدیجه(رض)
بر اساس احادیثی که ام المؤمنین عائشه ( رض ) روایت نموده، فضائل ام المؤمنین خدیجه (رض) به شرح زیر است:
– شور و شوق و دلتنگی پیامبر (ص) نسبت به او.
– مهر و محبت پیامبر (ص ) نسبت به او.
– زیاد یاد کردن از او.
– مدح و ثنای پیامبر (ص) از خدیجه (رض ).
– درخواست آمرزش پیامبر(ص ) برای خدیجه( رض )
– ایمان آوردن خدیجه به او، زمانی که مردم به او کفر ورزیدند.
– تصدیق و پشتیبانی خدیجه از او، زمانی که مردم او را تکذیب کردند.
– کمک مادی به پیامبر (ص ) زمانی که مردم، مال خود را از او دریغ داشتند.
– فرزندانش را به او روزی داد، زمانی که زنان دیگر فرزندی برای او به دنیا نیاوردند.
– هوویی بر سر او نیاورد تا زمانی که خدیجه (ر ض) وفات کرد.
– پیامبر (ص ) به او مژده ی خانه ای در بهشت داد.
– تعهد پیامبر (ص ) نسبت به احترام و گرامیداشت دوستان خدیجه (رض)
– ذکر رفتارها و موضع های خدیجه (رض) با پیامبر (ص) هنگام آغاز وحی.
همین فضائلی که عائشه ( رض ) برای خدیجه ( رض ) بیان میکند، بزرگترین دلیل بر محبت و علاقهی ام المؤمنین عائشه( رض ) نسبت به ایشان است و ثابت میکند که کمترین کینه در قلبش نسبت به خدیجه( رض ) وجود نداشت؛ زیرا چه منطقی میپسندد که ایشان با او کینه به دل راه داده باشد، با این حال همه ی این فضائل را برایش بیان نماید که اگر ام المؤمنین عائشه ( رض ) نبود، ما چیزی از این فضیلت های یاد شده نمیدانستیم؟!
آیا به میزان عشق و علاقه ی عائشه ( رض ) نسبت به ام المؤمنین خدیجه ( رض ) و احترامش به ایشان و ذکر خیرش از او پی برده اید؟! آری او نسبت به خدیجه( رض ) غبطه داشته و کسی آن را انکار نمیکند و خودش صراحتاً آن را بیان نموده است و این خود صداقت و امانتداری کامل حضرت عائشه( رض ) را میرساند. این خصلت نه تنها خللی به معرفی حضرت خدیجه( رض ) وارد نکرده؛ بلکه او خدیجه( رض ) را مدح میکند و با وجود غبطهی شدیدی که نسبت به ایشان داشت، او را به رفتاری مخالف شرع وادار نکرد یا مانع نشر فضائل خدیجه( رض ) نگردید؛ بلکه این حسادت، عاملی برای آن شد که جایگاه و منزلت ام المؤمنین خدیجه( رض ) نزد پیامبر(ص ) شناخته شود؛ زیرا وقتی به پیامبر ( ص ) عرض کرد: خدا جایگزینی بهتر از او به تو داده است، پیامبر (ص ) با این فرموده با او مخالفت نمود: « خدا جایگزینی بهتر از او به من عطا نفرمود.» سپس هر آنچه از فضائل که میبایست ذکر نماید، بیان کرد.
ممکن است کسی بگوید: عائشه ( رض ) حسادت خویش را نسبت به خدیجه با صراحت بیان کرده و این نشانه ی نفرتش نسبت به او است؛ اما من میگویم: ام المؤمنین حسادت خویش را نسبت به او تنها بدین منظور بیان نموده است تا جایگاه خدیجه (رض) را نزد پیامبر ( ص ) آشکار نماید و از سویی دیگر: حسادتشان در خردسالی و آغاز جوانیش بوده است. امام نووی ( رح ) می فرماید: « قاضی میگوید: به نظر من این حسادت به هنگام خردسالی و در آغاز جوانیش رخ داده و شاید او در آن هنگام به حد بلوغ نرسیده است.» [مسلم بشرح النووی ۱۵/۲۰۲]
حسادت برای زنان جایز است، ابن حجر ( رح ) میگوید: « حسادتی که برای هر زنی از پیامبر روایت میشود، وجودش را در زنان ثابت میکند و نشان میدهد که روی دادن آن از زنان فاضل ناپسند نیست؛ چه رسد به زنان دیگر. » [فتح الباری ۷/۱۳۶]
عیاض و طبری و علمای دیگر گفتهاند: حسادت برای زنانی که در دام آن میافتند مجاز است و در آن حالت هیچ گونه کیفری متوجه آنان نیست؛ زیرا طبیعت و خمیرمایه ی آنها است و به همین سبب پیامبر(ص )، عائشه( رض ) را از آن باز نداشت.[ الفتح ۷/۱۴۰-۱۴۱]
اما حدیثی وارد شده در این مورد با لفظ “ما حسَدتُ أحدًا ما حسدتُ خدیجه”« نسبت به هیچ کسی به مانند خدیجه حسد نورزیده ام.»[ ترمذی آن را روایت کرده ( ۳۸۷۶ ) و آن را حدیث حسن دانسته است و نسائی در « الکبری » ( ۸۳۶۲ ) و حاکم ( ۴۸۵۴ ) روایت کرده و آن را با شرط شیخین صحیح میداند و ذهبی با آن موافق است و آلبانی در صحیح ترمذی( ۳۰۵۱ ) آن را صحیح میشمارد. ] در اینجا مقصود از حسادت، همان « غبطه » است. مطابق فرموده ی پیامبر( ص ) « هیچ حسادتی جز در دو چیز نیست…. » ( متفق علیه ) در این حدیث منظور از حسادت، حسادت نکوهیدها ی نیست که به معنی آرزوی نابودی و از دست رفتن نعمت باشد بلکه ام المؤمنین عائشه (رض) این حدیث را تنها برای این بیان فرموده تا فضیلت خدیجه (رض ) را بیان نماید؛ لفظ حدیث به طور کامل چنین است:« ما حسدتُ أحدًا ما حسدت خدیجه، وما تزوَّجنی رسول الله صلى الله علیه وسلم إلا بعدما ماتت؛ وذلک أن رسول الله(صلى الله علیه وسلم) بشَّرَها ببیت فی الجنه من قصب، لا صخب فیه ولا نصب»« نسبت به هیچ کس به مانند خدیجه حسادت نورزیده ام. پیامبر خدا ( ص) جز پس از مرگ خدیجه (رض) با من ازدواج نکرد. همچنین رسول خدا( ص ) به او مژده ی خانهای در بهشت از جنس رشتهی مروارید داد که هیچ هیاهو و رنج و خستگی در آن وجود ندارد. [ به تخریج سابق نگاه کن ]
بنگر – رحمت خدا بر تو باد – چگونه عائشه (رض) با سخن بلیغ و رسای خود به بیان چیزی میپردازد که خداوند برای خدیجه( رض ) در بهشت آماده کرده است، اگر این گفته از زمرهی حسادت نکوهیده بود، هرگز فضائلش را در میان امت نقل نمیکرد؛ طوری که نسلها یکی بعد از دیگری آن را برای یکدیگر روایت کنند.
- امهات المومنین
- ۴۳۷